چه باور کنی چه نه

چه باور کنی چه نه

توسط

ای دل! ز هرچه هست چه باور کنی چه نه
باید کشید دست چه باور کنی چه نه

تا کی به پای آمدنش صبر می‌کنی؟
دل برد و دل نبست چه باور کنی چه نه

وقتی که رفت در غمش اشکی نریختم
اما دلم شکست…چه باور کنی چه نه

سربسته گویمت سخن: آنکس که دوست بود
با دشمنت نشست چه باور کنی چه نه

حالا مدام شمع بسوزان بر این مزار
پروانه مرده است… چه باور کنی چه نه

 

مجید ترکابادی
مجمموعه غزل « از تو چه پنهان »

 

ممکن است بپسندید

2 نظر
  1. مهدی 2 سالپیش
    پاسخ

    سلام خدمت مجید جانم! از تو چه پنهان چند سالیست که حال دلم خوش نیست یعنی دیگر آدم سابق نشدم…اتفاقی کتابی خواندم و دیوانه شدم..! حالم رو خوب و بد کرد…ممنون از کتابت…خوندنه شعرهایت افسرده ترم کرد ولی این افسردگی را دوس دارم…@mehdi_8749

    • مجید ترکابادی 1 سالپیش
      پاسخ

      سلام دوست گرامی
      امیدوارم شاد و سلامت باشین

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود.